تبليغاتX
شهر شیلدا
داغ کن - کلوب دات کام مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

عکس فوق را یکی از دانشجویان برایمان فرستاده است و یاد آور شده که از اول ترم تا کنون عربپور ناپدید شده است.

+ نوشته شده توسط همایون در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 0:39 |
داغ کن - کلوب دات کام مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چند روز پیش برای خوردن ناهار به بوفه دانشگاه رفتم .با دیدن تنها میز بوفه دیگر رغبتی برای خوردن ناهار نداشتم .در آن وسط مگس ها عروسی گرفته بودند .

+ نوشته شده توسط همایون در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 18:7 |
داغ کن - کلوب دات کام مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اتفاقات عجيب در اين دانشگاه زياد روي مي دهد ولي وقتي اين خبر را از يكي از دوستان  رشته مكانيك شنيدم  متعجب شدم  و گفتم چه دانشگاه بي‌حساب و كتابي داريم .

قضيه از اين قرار است كه پس از استعفاي مهندس رضوي از مدير گروهي مكانيك در تيرماه گذشته مهنس جعفري با راي گيري توسط اعضاي هيئت علمي مكانيك به عنوان مدير گروه اين رشته انتخاب گرديد  و از شهريور ماه كار خود را به عنوان مدير گروه آغاز نمود و كليه كارهاي گروه مكانيك اعم از انتخاب واحد؛ حذف و اضافه  و حتي فارغ‌التحصيلي دانشجويان مكانيك با امضاي جعفري انجام گرفته است . مثلا بالغ بر 100 نفر با امضاي او فارغ‌التحصيل گرديده اند .

حالا بعد از گذشت 2ماه ايشان متوجه گرديده است كه مدير گروه مكانيك نيست و در همان ابتدا مدير گروهي  او مورد موافقت رئيس دانشگاه قرار نگرفته بوده است . ولي حال سئوال اينجاست كه چرا اين خبر بايد بعد از  دو ماه به او ابلاغ گردد .حال تكليف كارهايي كه  با امضاي ايشان به عنوان مدير گروه صورت گرفته چيست؟

خدا آخر و عاقبت دانشجويان را در اين آشفته بازار به خير كند .

+ نوشته شده توسط همایون در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 14:50 |
داغ کن - کلوب دات کام مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوستان در دانشگاه اتفاقات جديدي روي داده است .
طي چند روز گذشته هر چهار معاون دانشگاه در اعتراض به كاهش حقوق استعفاي خود را تحويل رياست دانشگاه نموده‌ اند و بنا به خبرهاي رسيده با استعفاي  سليماني معاونت مالي اداري موافقت گرديده و استعفاي فرجامي معاونت دانشجويي  از سوي دكتر طالبي مورد پذيرش  قرار نگرفته است و تكليف مهندس مزيدي و مهندس ميزان عدل نيز تا كنون مشخص نيست .
اما بنظر مي‌رسد با توجه به كمبود نفرات  با تجربه و شايسته براي معاونت ها  دست دكتر طالبي براي پذيرش استعفا معاونين بسته مي باشد . حتي گمانه زني مي شود براي معاونت آموزشي با مهنس اسلام ‍زاده و براي معاونت پژوهشي با مهندس زاده بافقي و براي معاونت مالي اداري با اشرفي مذاكراتي صورت پذيرفته است .
اما اين افراد كه از آنها به عنوان كانديداهاي احتمالي معاونتهاي دانشگاه نام برده شد  هيچكدام از تجربه كافي برخوردار نيستند . به گونه اي كه اشرفي و زاده بافقي به تازگي سربازي خود را با طرح خدمت پشت سر گذاشته اند .
حال بايد صبر كرد و منتظر بود كه در روزهاي آينده چه اتفاقاتي رخ خواهد داد.


+ نوشته شده توسط همایون در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 21:34 |
داغ کن - کلوب دات کام مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شهر شیلدا درگذشت  احمد دهقانی را به خانواده اش تسلیت می گوید .

+ نوشته شده توسط همایون در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 21:31 |
داغ کن - کلوب دات کام مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 تاریخ : دوشنبه 6 مهرماه ساعت 14

                                                       مکان: دانشکده فنی

هنوز ترم شروع نشده دوستان خسته شده اند و جایی بهتر از نیمکت های دانشکده فنی  برای استراحت پیدا نکرده اند . شاید هم ازاینکه کلاسها تشکیل نشده به این وضعیت دچار شده اند .

+ نوشته شده توسط همایون در جمعه دهم مهر 1388 و ساعت 14:16 |
داغ کن - کلوب دات کام مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امروز بیانیه جدید میر حسین موسوی را دیدم و خواندم . حاوی نکات  و راهکارهای بسیار جالبی بود و از نظر اینجانب شدنی  و امکان پذیر .

واقعیت این است که من در زمانی که خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری به علت ورود مهندس موسوی به صحنه انصراف داد از  ورود موسوی به صحنه انتخابات بسیار ناراحت شدم وحتی این عبارت را برایش بکار بردم خروس بی محل . هرچند که من به خاتمی‌هم  چندان اعتقادی نداشتم چون عملکرد او را در این هشت سالی که رئیس جمهور بود شاهد بودم و بارها شاهد کوتاه آمدن او  در بسیاری از وقایع نظیر کوی دانشگاه و تعطیلی مطبوعات و دستگیری اصلاح طلبان و همچنین تن دادن به حذف مهاجرانی از کابینه بودم . ولی به نسبت خاتمی را از موسوی بهتر می‌دانستم . دلیل آن هم این بود که موسوی  را شخصی محافظه‌کارتر از خاتمی می دانستم  و همچنین بخت خاتمی برای پیروزی در برابر احمدی نژاد را بیشتر . ولی به هر حال موسوی کاندیدا شد و در انتخابات شرکت نمود و من هم در این انتخابات به او رای دادم و برایش تبلیغ هم  نمودم.

من کاری به حوادث بعد از انتخابات و پیروزی احمدی‌نژاد با تقلب ندارم ولی چیزی که من را بسیار متعجب کرد و باعث شد که من نظرم نسبت به مهندس موسوی عوض گردد پایداری و مقاومت او در برابر تمامی فشارها بود . او به هیچ وجهه کوتاه نیامد و کسانی را که به او رای داده بودند ناامید نساخت . و هنوز بعد از گذشت هشتاد روز از انتخابات به همراهی شیخ اصلاحات کروبی در صحنه حضور دارند و  عقب نشینی نکرده‌ اند . به اعتقاد من اگر خاتمی به عنوان کاندید ریاست جمهوری با این شرایط مواجهه می گردید با روحیه صلح جویانه و شاید هم محافظه کارانه ای که از او سراغ داریم   مطمئنا تا کنون نتیجه انتخابات را پذیرفته بود  ولی موسوی تا کنون به پای مردم ایستاده است و امید آن را دارم که تا آخر نیز بماند .

یادم می آید چند ترم قبل استادی داشتیم که با وجود سنی کم دانشجوی دکترا بود . و مراحل تحصیلی را بسیار سریع پشت سر گذاشته بود که این حاکی از هوش و درایت بالای او بود من کلی با حرفهای او سر کلاس حال می کردم همیشه زودتر از دانشجویان سر کلاس می آمد و در این مدتی که دانشجویان یکی ،یکی وارد می شدند با ما بحث می کرد و بیشتر در زمینه اجتماعی و همچنین فرهنگی (جالب این است که اصلا به رشته او هم ربطی نداشت )  از رفتار و اداهای مسئولین خیلی گله داشت ولی هر کارش که می‌کردیم وارد بحث سیاسی نمی گردید . من و فرهاد با او خیلی دوست بودیم و همیشه آخر وقت کلاس می موندیم و باهاش بحث می کردیم  اینقدر باهاش راحت بودیم که با هم بلوتوث بازی هم می کردیم ولی باز هم از ورود به بحث های سیاسی اجتناب می کرد . به من می گفت نه اینکه من از بحث سیاسی بترسم ولی من ریشه مشکلات جامعه را در مسائل فرهنگی و اجتماعی می‌بینم . و همیشه یادآور می شد  که ما باید خودمان شروع کنیم از دوستان و آشنایان و به همه بینش بدیم و با هم بحث  کنیم نه اینکه چیزی را به شخصی دیکته کنیم بلکه باید بگذاریم طرف خودش تصمیم بگیرد . وقتی ما  با این جمع کم  شروع کردیم کم کم این افراد نیز به واسطه ارتباطی که با دیگران دارند می توانند روی چند نفر دیگر تاثیر گذار باشند و این خود یک حلقه بی‌پایان را تشکیل میدهد. می گفت نباید نا امید شویم چون این کار وقت گیری است و با یک ماه و یک سال درست نمی‌شود ولی کم کم تاثیر خود را می گذارد.

من این طرز تفکر را بسیار جالب دیدم و در همین انتخابات با تعدادی از دوستان آنرا عملی کردیم واقعا جواب می‌دهد . مثلا ما در جمع دوستان مستقیما از احمدی نژاد انتقاد نمی کردیم بلکه کارهای اشتباه او را یااور می شدیم و می گفتیم ما باید به کسی رای دهیم که اگر کاری نمی‌کند حداقل جلوی بسیار از کارهای اشتباه را بگیرد. و در آخر تصمیم گیری را به عهده خود آنها  می گذاشتیم و من مطمئن بودم آنها روی خانواده و دوستان خود تاثیرگذار بودند.

امروز که بیانیه مهندس موسوی را خواندم دیدم ایشان هم به این طرز تفکر اعتقاد دارد و همچنین او هم معتقد است که باید از طریق جمع های کوچک (دوستان ،هم دانشگاهیان ،همکاران و ...) جنبش سبز ادامه پیدا کند  راهکاری که مطمنا جواب خواهد داد ولی حوصله همگی ما را می‌طلبد .

+ نوشته شده توسط همایون در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 16:32 |
داغ کن - کلوب دات کام مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
زم روز

مجله زن روز وابسته به موسسه کیهان به علت طرفداری از احمدی نژاد و انتقادو حمله شدید به اصلاح طلبان مخصوصا موسوی ،با مشکل کمبود آگهی دچار گشته است و مجبور گشته برای جبران این کمبود هر آگهی را چاپ نماید و در آخرین شماره خود به تبلیغ شبکه‌ماهواره‌ای فارسی زبان پرداخته است .(فرکانس شبکه و اف ای سی را هم نوشته ) چشم حسین شریعتمداری روشن .حال اگر این کار از یک روزنامه اصلاح طلب صورت می گرفت واکنشهای شدیدی از خود همین شریعتمداری شاهد بودیم . جالب اینجاست که در هفته قبل این مجله در همین صفحه عکس احمدی نژاد و کابینه اش را زده بود .

+ نوشته شده توسط همایون در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 15:3 |
داغ کن - کلوب دات کام مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

فزهاد

فرهاد مِهراد (۲۹دی۱۳۲۲، تهران - ۹ شهریور۱۳۸۱، پاریس) معروف به فرهاد؛ خواننده، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ ایرانی بود. از معروف‌ترین آهنگ‌های او می‌توان به «جمعه»، «کودکانه»، «وحدت»، «گنجشکک اشی مشی» و «شبانه» اشاره کـــــرد.

سال‌های کودکی فرهاد ۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران متولد شد. پدرش رضا مهراد، کاردار ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد تا ۸ سالگی که به همراه خانواده به تهران بازگشت در عراق زندگی می‌کرد. برادر بزرگ فرهاد ویولن می‌نواخت. یکی از دوستان برادرش متوجه علاقهٔ فرهاد به موسیقی می‌شود و از خانواده فرهاد می‌خواهد که ســـــازی بـــــرای او تهــــيه کـــنند.

با اصرار برادرش يک ویولن‌سل برای او تهیه می‌کنند و تمرینات فرهاد آغاز می‌شود. ولی عمر تمرینات ویولن‌سل از ۳ جلسه فراتر نرفت و دست روزگار ساز او را شکست.سال‌های جوانی و شهرت بعد از ترک تحصیل در کلاس یازدهم با یک گروه نوازندهٔ ارمنی آشنا می‌شود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را می‌آموزد و مدتی بعد به عنوان نوازندهٔ گیتار در همان گروه شروع به فعالیت می‌کند.

فرهاد دو سال نیز به انگلستان رفت و در آنجا با موسیقی پاپ آن سال‌های انگلستان آشنا شد. پس از بازگشت به ایران فرهاد اولین اجرای موسیقی خود را در هتل ریمبو در خیابان ایرانشهر تهران اجرا کرد. سپس به اجرای برنامه در رستوران کوچینی ادامه داد و در آنجا به فرهاد بلک‌کَتس مشهور شد. در این دوران در کافه‌های مختلف تهران به خواندن آوازهایی از گروه‌های معروف موسیقی آن زمان از جمله بیتل‌ها، الویس پریسلی، و ری چارلز می‌پرداخت. در همین دوره ترانهٔ «اگه یه جو شانس داشتیم» را برای دوبلهٔ فیلم بانوی زیبای من خواند که در فیلم استفاده شد.

تصویر «فرهاد مهراد» بر جلد مجلهٔ «اطلاعات هفتگی» در ۱۳۴۸ فرهاد برای ترانهٔ «مرد تنها» (با آهنگ اسفندیار منفردزاده و شعر شهیار قنبری) در فیلم رضا موتوری (به کارگردانی مسعود کیمیایی) آواز خواند. این ترانه در سال ۱۳۴۹ هم‌زمان با اکران فیلم به شکل صفحهٔ موسیقی منتشر شد.

در ۱۳۵۰ ترانهٔ «جمعه» (کار منفردزاده و قنبری) را برای فیلم خداحافظ رفیق (به کارگردانی امیر نادری)، در ۱۳۵۱ ترانهٔ «خسته» را برای فیلم زنجیری، و در ۱۳۵۶ ترانهٔ «سقف» (کار منفردزاده و ایرج جنتی عطایی) را برای فیلم ماهی‌ها در خاک می‌میرند خواند. در همین سال‌ها(اوایل دههٔ ۱۳۵۰) فرهاد با دختری به نام مونیکا آشنا شد و با او ازدواج کرد اما سرانجام این ازدواج جدایی بود. بعدها یعنی در اواخر همین دهه فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی کرد.

تا سال ۱۳۵۷ و انقلاب ایران کنسرت‌های فراوانی داد. در بهمن ۱۳۵۷ هم‌زمان با انقلاب ترانهٔ معروفش «وحدت» (آهنگ از منفردزاده، شعر از سیاوش کسرایی) را ضبط کرد. پس از انقلاب مدت‌ها از کار منع شد تا بالاخره در ۱۳۶۹ آلبوم خواب در بیداری را منتشر کرد که چند ترانهٔ فارسی و چند ترانهٔ انگلیسی داشت. در این نوار فرهاد پیانو هم می‌نواخت و بعضی از آهنگ‌ها را هم خود ساخته بود. در ۱۳۷۴ نیز اولین کنسرت بعد از انقلابش را در کلن اجرا کرد. در ۱۳۷۶ آلبوم وحدت او نیز منتشر شد که شامل ترانه‌های دههٔ ۱۳۵۰ او بود. در ۱۳۷۷ توانست در هتل شرق تهران کنسرت اجرا کند و آلبوم برف را نیز منتشر کرد.

پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهيه آلبومی با نام «آمین» بود که ترانه‌هایی از کشورها و زبان‌های مختلف را در بر می‌گرفت. اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل در فرانسه رفت و در ۹ شهریور همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه در پاریــــــــــــس دفن شد.

 

آلبوم‌ها :

اسیر شب

آئینه‌ها(مسخ) - موسیقی: حسن شماعی‌زاده - شعر: اردلان سرفراز

هفته خاکستری - موسیقی: واروژان - شعر: شهیار قنبری

وحدت - موسیقی: اسفندیار منفردزاده

خواب در بیداری

برف - موسیقی: فرهاد و فریدون شهبازیان

فرهاد ۱۵۹ - مجموعه کامل آثار فرهاد

 

اطلاعات برگرفته از "دانشنامه آزاد"

+ نوشته شده توسط همایون در سه شنبه دهم شهریور 1388 و ساعت 12:37 |
داغ کن - کلوب دات کام مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بسم الله الرحمن ارحیم
افامن الذین مکرو السیئات ان یخسف الله بهم الارض اویاتیهم العذاب من حیث لایشعرون
آنان که بر کردار زشت خود مکرها می‏اندیشند، آیا از این بلا ایمنند که خدا ناگاه همه را به زمین فرو برد، یا از جایی که پی‏نبرند عذابی به آنان رسد؟
ما در میثاق با میرحسین، شرافت خود را در گرو گذاشته‏ایم
مردم آزاده کشور عزیزمان
متاسفانه دستگاه قدرت نامشروع دولتی و آدمک های زر و زور و تزویر با برگزاری دوباره دادگاهی زشت و ناپسند، پرده ای دیگر از کودتای مخملین خود را کنار زدند تا پاک ترین فرزندان ایران را به محکمه ای برند که کوس رسوایی آن در نهایت دامان خودشان را فرا خواهد گرفت.

دادگاه فعالان سیاسی اصلاح طلب که تنها گناهشان تلاش در جهت برگزاری هرچه باشکوه تر انتخابات دهم ریاست جمهوری بود با حربه اعترافات ساختگی، داستانی تکراری است که بارها برای بسیاری دیگر تکرار شده است و هربار آنانکه در فضای تنگ و تاریک زندان و محکمه ناعادلان، مجبور می شدند دیکته ای را که برایشان تقریر شده بخوانند، اندک زمانی پس از آنکه از فضای دهشتناک زندان رهایی می یافتند، نه تنها تمام گفته های زندان را نفی می کردند بلکه گاهی اوقات بسیار تند و تیز تر نیز به انتقاد می پرداختند.

توگویی این برنامه دستگاه قضا و نهادهای امنیتی موازی است که به جای آنکه مخالفان را به موافقان تبدیل کنند، تمام هم و غم خود را بر این گذاشته اند که از موافقان نظام و انقلاب، فرزندان بهمن 57 و جنگ هشت ساله و مدیرانی که 30 سال سابقه خدمت برای جمهوری اسلامی دارند، مخالفانی بسازند که علیه نظام خود شورش می کنند. زهی خیال باطل که برچسب آن بر تن اصلاح طلبان راستین، ناجور است و وصله ای است که بر تن ما قرار نخواهد گرفت.

اعترافات ساختگی که از دوستان دربند ما در زندان و بیدادگاه ناعادلان گرفته می شود مادام که شرایط، بر همان اقتضای گذشته زندان باشد و عهد زندان بان همان عهد پیشین قرار گیرد نه مورد قبول ما و نه مورد قبول اکثریت قاطبه مردم آزاده کشورمان است. ما از دوستان و بزرگان اصلاح طلب حمایت می کنیم و ملاک هر فعل و عملی از آنان را گذشته پر افتخار و شفاف آنها در دوران آزادی شان می دانیم.

گذشته ای که از هر دو سعید، حجاریان و شریعتی، پیش از این دیده بودیم و در کلام و قلم عطریان فر و ابطحی نیز سراغ داریم. در عین حال حمایت ما به طور خاص شامل جوانان برومند حاضر در این بیدادگاه فرمایشی، سید شهاب الدین طباطبایی، محمدرضا جلایی پور و حمزه غالبی است که جوانی خود را فدای جمهوریت نظام نمودند. این جوانان برای ما نمادی از انسانهایی مبارز و در عین حال متدین و جوانمرد هستند که هر دوست و دشمنی و حتی رقیبان جوان اصول گرایمان نیز بدان اذعان دارند.

ما اعضای ستاد 88، این گفته رئیس ستاد، شهاب عزیز، که مسئولیت تمام کارهای ستاد را جوانمردانه به عهده گرفته است، مورد قبول نمی دانیم و همانگونه که از روز اول از این برادر عزیزمان آموخته ایم که تمام کارها را با شراکت جمعی و نظر و رای اکثریت می خواست، با تمکین به رای و نظر جمع می گوییم که مسئولیت شهاب همانند مسئولیت تک تک اعضای ستاد است و اگر قرار باشد سهمی از این مسئولیت مستوجب مجازات توسط نااهلان قرار گیرد تمام اعضای ستاد به نسبتی مساوی سهم دارند و حاضرند آن را ادا کنند.

در عین حال ما، اعضای ستاد 88، به تمام فعالیت هایی که در حمایت از رئیس جمهوری دوران اصلاحات، محمد خاتمی و رئیس جمهوری منتخب، میرحسین موسوی، در انتخابات ریاست جمهوری انجام دادیم افتخار می کنیم، ما با خود عهد بسته بودیم که برای دفاع از جمهوریت نظام وارد صحنه شویم و بر این عهد ثابت قدم بودیم و هستیم.

ضمن آنکه شرافت سیاسی خودمان را هیچ گاه با اندک شک و شبهه ای نیز لکه دار نکردیم و حتی حاضر نشدیم کمک های مالی افرادی را که در صداقت آنان اندک شکی وجود داشت بپذیریم. (احتمالن اسناد موارد اینچنینی در دستگاه‏های شنود امنیتی باید موجود باشد) گروهی با این حد توافق تشکیلاتی و تعهد ملی نمی تواند و نباید به گذشته پرافتخار خود نبالد. گذشته ای که سرتاسر و بی اجر و منت در راستای پاسداری از حقوق ملت، انقلاب و ایران عزیز است.

ما، اکثریت اعضای شورای مرکزی و هیات اجرایی ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی (ستاد 88)، در آخرین جلسه ای که به دور از وهم و خیال زندان در شب انتخابات دهم ریاست جمهوری تشکیل داده بودیم هم قسم شدیم که پایاپای میرحسین موسوی در حمایت از او برای دفاع از حق ملت، هیچ تلاش و کوششی را از جانب میرحسین و ملت بی پاسخ نگذاریم و خوشحالیم که رئیس جمهوری منتخب ما در احساس وظیفه ای که نسبت به حقوق ملت دارد تا این حد ثابت قدم و استوار است.

ما این میثاق را دوباره به میرحسین عزیز یادآوری می کنیم و باز هم با او برای دفاع از آرمان هایی که وارد صحنه انتخابات شد بیعت می نماییم و سند تعهد این بیعت را نیز شرافت خود می دانیم که قابل خرید و فروش و معامله نیست. در عین حال ما از اینکه منتسب به خاتمی و حمایت از وی هستیم خدا را شاکریم و از اینکه رئیس جمهوری اصلاحات نیز در حمایت از میرحسین و دفاع از آرمان های انقلاب، از پرداخت هزینه های بسیار و شنیدن ناسزاهای اصحاب قدرت و ارباب نخوت، ابایی ندارد شادمان و خوشنودیم.

در نهایت برای ما بسی افتخار است که مهدی کروبی، که در معرفت و صفای او میان اصلاح طلبان تردیدی وجود ندارد حاضر است در وسط میدان نبردی که اقتدارگرایان تدارک دیده اند صف شکن اردوگاه اصلاح طلبی باشد. برای ما این صفت کروبی که در دیدار با ایشان در اردیبهشت ماه 88 مبین و بارز بود، بیانگر اصلاح طلبی است که علی وار از حقوق قاطبه اعضای ملت دفاع می کند و حاضر نیست آبروی ظاهری خود را که به تظاهر از سوی دیکتاتورمآبان تقدیم می شود، فدای عزت و آبروی واقعی خود نماید. دست مریزاد بر این روحانی اصلاح طلب و شیخ اصلاحات که به واقع شیخوخیت برازنده وی هم هست.

در نهایت هشدار ما، خطاب به کسانی است که این روزها، همچو طوطی نااهل به تکرار صحبت های درگوشی محافلشان در دستگیری و محاکمه خاتمی، موسوی و کروبی می پردازند و به رسم کیهان نویسان از بیان هرگونه ادبیاتی مبتنی بر زشتی و پلشتی به این مردان استوار اصلاح طلبی دریغی ندارند. آنها البته جرات این را ندارند که کوچک ترین آسیبی متوجه رهبران اصلاحات کنند، چون به واقع از نتیجه آن هراسانند و می توانند پیامدهای ناگوار آن را حدس بزنند.

اما بدانند و آگاه باشند که این بزرگان آخرین خط قرمز ما هستند و اگر قرار باشد کوچک ترین آسیبی متوجه آنان شود، عواقب ناگوار این اقدام دامان خودشان را نیز تر خواهد کرد. تکرار عباراتی چون "براندازی سفید و سرخ و سیاه" که یادآور عبارت شاه پیشین ایران در تقبیح "ارتجاع سرخ و سیاه" بود و همچنین شوخی کودکانه اینکه "باید با سران و عوامل اصلی ماجرا برخورد جدی شود" از سوی محمود احمدی نژاد تنها به تندتر شدن آتش اختلاف دامن می زند.

چه، کیست که نداند اگر قرار باشد عناصر اصلی ناامنی مورد برخورد قرار گیرند، این محمود احمدی نژاد و روسای نهادهای مجری و ناظر انتخابات هستند که باید تحت تعقیب باشند. آنها انتخابات را در مسیر تقلب برده، بر ناامنی دامن زده و خون عزیزان بسیاری در پرتو همین ادبیات آقای احمدی نژاد و همفکرانش، همبستر خاک وطن شد.

برای ما بسی جای تعجب است که احمدی نژادی که بعد از خس و خاشاک خواندن مخالفان خود با تظاهرات میلیونی آنان به ناگهان از انظار غایب گردید و دیگر حرفی و کلمه ای بر زبان نراند، چه شده است که دوباره بلبل وار به تکرار دروغین مکررات مشغول است و در عین حال در ژستی مزورانه می خواهد که جوانان مورد رافت قرار گیرند. برای ثبت در تاریخ به او و آنانی که قرار است ما را عفو کنند یادآور می شویم که ما به مرحمت و رافتی که دولت وعده اش را می دهد نیازی نداریم که در مکتب تشیع علوی و انقلاب اسلامی یاد گرفته ایم چگونه حق خود بستانیم و امیدمان به خدایی است که وعده حق داده و ارحم الرحمین. ان وعدا.. الحق.

ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی (ستاد 88)

+ نوشته شده توسط همایون در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 17:57 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar